X
تبلیغات
رایتل

censorship magazine

اشعار نیما ایرانی

random words

شنبه 27 آبان 1396 16:11 نویسنده: نیما ایرانی نظرات: 0 نظر چاپ

صدای ماه میاد ، شکسته توی شب....

تو شکم مادر ، خدایی کرده تب....

هوای نم ، برفی ، خونه گریه کرده....

برای من خنده ، شروع یک درده....

تنهایی لمس قرص ، رو تن بیخوابی....

امشب رو هم ای من ، با شک میخوابی....

رو میز شام جای ، دنیای من کم بود.....

دوری برای من ، تلخی و یک سم بود.....

تو قاب عکس حوا ، آدم رو میبینه.....

تو راه من یک گل ، تا صبح میشینه.....

طلوع و غروب و ، با هم میدیدم....

من یه شبه از عشق ، با اشک ترسیدم.....

آغاز سیل غم ، از چشم من حالاست.....

فشار خون بازم ، وای بر من بالاست

نیما ایرانی

برچسب‌ها: nima irani

random words

پنج‌شنبه 18 آبان 1396 15:43 نویسنده: نیما ایرانی نظرات: 1 نظر چاپ

یه گوشی بی خط ، حرف های نا گفته...

فحش های این مردم ، یاد من نرفته...

یه کوه سفید و  ، یه لیوان چایی....

قاشق برای من ، میخونه لالایی....

رد میشه از زیر ، قرآن داداشی...

مادر چرا پشتش ، آب نمیپاشی؟

به جنگ میرود او ، با یه قوم وحشی....

معلوم نیست فردا ، دیگه زنده باشی....

فکر من رو کیبورد ، در خون غلتیده....

گربه ی من موس و ، احمق بلعیده....

بوق ممتد و جیغ ، یخچال ترسیده....

حواس من امشب ، سرما پسندیده....

دنیای من کلا ، تو کیسه برنجه....

از این من الاف ، زمان میرنجه....

من کر شدم دیگه ، از داد عزراییل

شعر دیگه بسه ، رویای من تعطیل....

نیما ایرانی

برچسب‌ها: nima irani

random words

یکشنبه 13 فروردین 1396 16:36 نویسنده: نیما ایرانی نظرات: 2 نظر چاپ

خود را به در میکوبد باد....

میکشد احساسم را وحشیانه....

میرود برق همش....

میشود غرق دلش....

یک مرد روانی....

اسم من برایم نا آشناست....

لحظه ی تحویل سال....

جای سیگار کم است روی سفره....

میزنم بیرون باز....

میخورد ترقه ای بر دیوار....

همه ی شهر چپیدن خانه.....

منه دیوانه ولی در میدان.....

سال نو برای من همان دو دیقه اول است....

پول عیدی اینجا ، تو جیب ساقی میرود.....

و قناری توی میوه فروشی هم فاسد شده.....

مثل میوه ها....

از دروغ های میوه فروش....

من حتی باخته هایم را باختم.....

و سرد شدم در شب....

اما میروم دربست تا خورشید من.....

اما کی نمیدانم.....

نیما ایرانی

برچسب‌ها: nima irani، نیما ایرانی

random words

دوشنبه 11 بهمن 1395 20:09 نویسنده: نیما ایرانی نظرات: 2 نظر چاپ

یک جمله ی ساده....

دوستت دارم من...

تو سخت میگیری..

کم شده از تو زن...

یه جاده لغزنده...

فرمون میلرزه...

کمر بندم پاره...

به مرگ می ارزه...

بوی بهار تو برف...

پیشواز نوروزی...

جز آدمک برفی...

نبوده من چیزی....

یادگار دیرین...

یه عطر رو میزی...

عصاره ات پخشه...

یک قطره ی ریزی....

میچکه از چشمام...

میزنم حرف با خود...

عشق چه بی معنا...

مخم منفجر شد....

از غم به شادی کوچ...

دو قطب نا همگون...

یه دنیا حقیقت...

آهای خدا ممنون....

با واژه های تلخ....

کاش نشم مسموم...

از یه مشت کتابه....

غم زده و مغموم...

صدای پلاستیک...

پر از هوا ترکید....

چه شوخی زشتی...

خیلی هنر کردید....

حرفای من را گوش....

میده این فرشته...

مرد درونم هم....

در حال هی گشته....

محو شدم از من....

جا پام رو سیمان....

اینجا یه چند تا مرد....

طرفداره نیمان....

نیما ایرانی

برچسب‌ها: nima irani

random words

چهارشنبه 22 دی 1395 12:50 نویسنده: نیما ایرانی نظرات: 3 نظر چاپ

از درویشی پیر پرسیدم استقلال چه رنگیست؟!

گفت به رنگ پیروزی...!

آزادی را من چنان میبینم که مستقل از کنار کارون بگذرم و آزادانه عشق بنوشم...

روز ، پایان شکست است....

آفتاب می دهد قدرت پرواز به من.....

از بالا دیدن شهر ، میشناساند به من آدم دودی ها را....

که فقط خنجر را میفهمند و خالی میبندند...

کمکم میکند این مداد تا نیمه کبود....

پشت گوشم بود....

اما میکشید گه گاهی عکس خدا را روی نور....

صحبت هزار میلیارد خاطره از من بود...

برای تو...

تا آن دور....

نفسم بند شده از بوی گند غرور...

من تمام دنیا را گفتم....

از خدا تا عشق تا مردم و تا زمین خون....

نیما ایرانی

برچسب‌ها: nima irani، نیما ایرانی