X
تبلیغات
زولا

censorship magazine

اشعار نیما ایرانی

random words

شنبه 27 آبان 1396 16:11 نویسنده: نیما ایرانی چاپ

صدای ماه میاد ، شکسته توی شب....

تو شکم مادر ، خدایی کرده تب....

هوای نم ، برفی ، خونه گریه کرده....

برای من خنده ، شروع یک درده....

تنهایی لمس قرص ، رو تن بیخوابی....

امشب رو هم ای من ، با شک میخوابی....

رو میز شام جای ، دنیای من کم بود.....

دوری برای من ، تلخی و یک سم بود.....

تو قاب عکس حوا ، آدم رو میبینه.....

تو راه من یک گل ، تا صبح میشینه.....

طلوع و غروب و ، با هم میدیدم....

من یه شبه از عشق ، با اشک ترسیدم.....

آغاز سیل غم ، از چشم من حالاست.....

فشار خون بازم ، وای بر من بالاست

نیما ایرانی

برچسب‌ها: nima irani
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل (پنهان میماند) :
وب/وبلاگ :
متن نظر :