X
تبلیغات
رایتل

censorship magazine

اشعار نیما ایرانی

random words

چهارشنبه 8 دی 1395 14:24 نویسنده: نیما ایرانی چاپ

دوباره باز یکشنبه ، شب تردید و ترسیدن...

دوقطبی وار با سیگار ، تو تاریکی رقصیدن...

شکسته گردن موزیک ، برایم فحش احساسه...

بیا تا بشمریم اشک و ، با حسرت یک تا سه....

یه پند از پیر بد کاره ، تو دستش یک تبر داره

تو دست بچه ها جا نقل ، او تریاک میگذاره....

تفنگم به کمر حتی، رفیق و میکنم خاکش

از رو دیوار اسم هامون ، آره کرده ام پاکش

عوض شه اون که میدونی ، چه فرقی داره بی ذاتن

تو با مردم چه خواهی کرد ، که تو مرداب افتادن...

وطن خورده زمین جوری ، که روشن فکر خاموشه

هنرمندش هم این روزا ، لباس کهنه میپوشه....

به هم میخوره حالم از ، خودم با اینکه جنگیدم

چه بی مهری هایی که ، من از آدم ها دیدم

به مشروبی قسم دادم ، که بوی حافظ و میده

خدا رو تا بداند که ، دلم مست یک امیده

نیما ایرانی

برچسب‌ها: nima irani، نیما ایرانی
نظرات (1)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل (پنهان میماند) :
وب/وبلاگ :
متن نظر :
سلام وقت بخیر
من مایلم با شما تبادل لینک کنم
اگر شماهم مایلید خبرم کنید
ممنون
امتیاز: 0 0