X
تبلیغات
رایتل

censorship magazine

اشعار نیما ایرانی

random words

دوشنبه 29 آذر 1395 14:02 نویسنده: نیما ایرانی چاپ

پاره کردم خاطراتم را...

بار دیگری در کار نیست....

من که یک زمانی تمامت را حفظ بودم ، حالا نامت را هم به یاد نمی آورم...

فندکی زیر شماره ات گرفته ام....

و اعدادی که دانه دانه آب میشوند و می سوزند....

من گیج برگ و دنبال مرگ....

از این اتاق به آن اتاق...

رو دوش من نشسته زاغ....

میبرد پیام من برای شیطان....

جواب سلامم را نمیدهد بازم او...

همه میگن چه کسی را داده ام از دست من...؟

معلومه من....

مغز من فرفره بود...

چرخاندیش...

و عوض شد به یکباره جهان...

حالا هم ایستاده...

مثل ساعت....

و بگذار حرف پدر به کرسی بنشیند...

که میگفت...

تو یک بیماری....

 

نیما ایرانی

برچسب‌ها: nima، nima irani، irani
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل (پنهان میماند) :
وب/وبلاگ :
متن نظر :