X
تبلیغات
رایتل

censorship magazine

اشعار نیما ایرانی

random words

پنج‌شنبه 11 آذر 1395 13:12 نویسنده: نیما ایرانی چاپ

مشت آب بر صورتم میکوبم....

روی یک نیمکت سرد میکشم درد دو پُک...

کنار دستشویی...

دله ی آتش و جمعی که فقط میکشند نفس دود را تا صبح....

فحش ها را میسوزانند و میخورند سیب زمینی های سوخته را....

لبخند عابر ها به ما....

و زنی که میترسد برود از این مسیر....

یک نفر میگوید عکسی بگیر...

تا شود خاطره این جشن کثیف....

میکنم من چه در این دایره ی بی خاصیت؟!

جایی نیست که نیست....

نیما ایرانی

برچسب‌ها: nima irani، نیما ایرانی
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل (پنهان میماند) :
وب/وبلاگ :
متن نظر :