X
تبلیغات
رایتل

censorship magazine

اشعار نیما ایرانی

random words

شنبه 8 آبان 1395 13:24 نویسنده: نیما ایرانی چاپ

گل پژمرده ی یادگاری توی سطل خیس....

توی آب معده ام....

بالشی سوخته و پر سوراخ....

ساعت چهار و بی خوابی معمول....

میزنم پرده کنار....

این جوون خم شده نخورده شام....

میخورد تعادلم شب ها به هم......

من دلم مشروب میخواهد یه کم.....

میکنم قفل در اتاق تنهایی را.....

نه تیغ و نه طناب و نه گاز....

میکنم آن قدر فکر که دیوانه شوم....

یک خدا ، یک پاکت سیگار ، یک معشوق و یک دنیای شوم....

مادرم میدهدم تکان آروم آروم....

من زنده ام....؟؟!

آرزوهایم هم گندیده اند توی سرم....

از سکوت کوچه من آزار میبینم برم...

باید برم...

نیما ایرانی

برچسب‌ها: random poem، nima، irani
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل (پنهان میماند) :
وب/وبلاگ :
متن نظر :