X
تبلیغات
رایتل

censorship magazine

اشعار نیما ایرانی

random poem

دوشنبه 10 خرداد 1395 14:32 نویسنده: نیما ایرانی چاپ

لجن شده سبزم ، سفید و سیاهم...

چون چاهی نکندم ، حالا ته چاهم...

بند های کفشم را ، محکم میبندم...

به خودکشی هم من ، دیگر نمیخندم...

لپ و تاپ و یک قصه ، از نوع پر دردش...

گلدان من گشته ، از دیشب سردش...

بیرون و تنهایی ، هی سرفه های تر....

هی جر و بحثی تلخ ، شب ها با مادر...

دستمال خونی با ، لب های خشکیده...

دارو و قرص و اشک ، دنیای گندیده...

رو تیر برقی کج ، کلاغی نشسته...

تو فکر خورشیده ، با چشمای بسته...

سیگار و چالش کن ، بازم دمه خانه...

بیست ساله خواهی شد ، به زودی دیوانه...

لباسی پر از خاک ، یک ماه و جنگیده....

برای مرفین و ، هیچی نفهمیده...

شعر به بیراهه ، من هم به بیداری...

تو اسم من ، ما را ، بگو چه میزاری....؟!

نیما ایرانی

نظرات (3)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل (پنهان میماند) :
وب/وبلاگ :
متن نظر :
قشنگ بود
امتیاز: 0 0
وب بسیار زیبا و مفیدی دارین...
موفق باشید...
امتیاز: 0 0
روشنا
سلام .
لطفا در نظرسنجی وبلاگ شرکت کنید : اگر 25 ساله بودم ...
http://n70.persianblog.ir/post/492
ممنون
امتیاز: 0 0