X
تبلیغات
رایتل

censorship magazine

اشعار نیما ایرانی

سر درد همیشگی

پنج‌شنبه 1 بهمن 1394 13:48 نویسنده: نیما ایرانی نظرات: 2 نظر چاپ

بر ریسمانی چنگ زده اند ، که قطره قطره جوان از آن میچکد....

کجای دفتر خاطرات خدا نام جنگ را نوشته اند؟

از کجای قصه ی شب ، جای نام کودک ، صدای ناله به گوش میرسد ؟

من به دنبال درمان بودم و خود درد شدم....

فضای برشته شده اتاق ، بوی تند پوسیدن ، و حس و حال ننوشتن...

نشدن....

نتوانستن....

مُردن....

این ها را نمیخواهم....

من گندم زار و کلبه ی خیسش را هنوز آرزو میکنم....

من شبانه ها را به روزانه ترین شکل ممکن سپری میکنم و هنوز امید دارم....

باور های پخته گشته و منی که خام میچرخد.....

سر درد هایی را میجوم که انگار از جنس سنگ اند.....

و دندان درد همیشگی.....

و آن مرد همیشگی.....

و سرانجام چه خواهد شد این بی خوابی....؟!

خیابان را دیگر نمیخواهم....

همه هستند و او نه.....!

من به باران رسیده ام.....

خشک نخواهم شد.... 

نیما ایرانی

MERRY CHRISTMAS

جمعه 4 دی 1394 10:32 نویسنده: نیما ایرانی نظرات: 1 نظر چاپ

 

 

درود بر هموطنان مسیحی 

 

امیدوارم که سال بسیار خوب و  زیبایی داشته باشید عزیزان 

 

             MERRY CHRISTMAS

درود بر ایرانی

پنج‌شنبه 3 دی 1394 15:23 نویسنده: نیما ایرانی نظرات: 0 نظر چاپ

درود بر ایرانی 

 درود بر مهربانی