X
تبلیغات
رایتل

censorship magazine

اشعار نیما ایرانی

فحش عاشقانه - م.شعر : سانسور تصادفی هزار اثر

یکشنبه 9 فروردین 1394 01:20 نویسنده: نیما ایرانی چاپ

بیشتر از من بود ، لیاقت دستات.....

چه حس بکری داشت ، شیرینی حرفات......

من زرد و پاییزم ، تو شور بهاری......

حیرون شده موهات ، میرقصند انگاری.....

نبینم اشکت رو ، بگو بی قراری......

برای شکفتن ، بوسه ی اجباری....!

ته نشین شده من ، توی پیکِ خالی......

گُم کردی حسم رو ، در همین حوالی...!

این چهره ی زیبا ، لبخند و کم داره.....

نیما بدون تو ، میدونی سوگواره.....؟؟!

سیگار خستم کرد ، بگو پس کجایی......

با تو میشه فهمید ، مفهوم رهایی.........

دل صبور من ، گشته باز هوایی......

یه حسی بم میگه ، فردا تو اینجایی....!

راست ترین سوگند ، نام عزیزه تو.......

بانو خدا میگه ، شبها مجیزه تو.......!

نزار دلم باشه ، اسیر و سرگشته........

ای کاش ببینم صبح ، دوباره برگشته.......

دستاش تو دستم ، نگاش تو چشمام.......

بگه پاش و تنبل ، ساعت الان هشته....!

نیما ایرانی

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل (پنهان میماند) :
وب/وبلاگ :
متن نظر :