X
تبلیغات
رایتل

censorship magazine

اشعار نیما ایرانی

بطنِ بیست ساله - م.شعر : مبهم ترین احساس ، تلخ ترین اشک

چهارشنبه 13 اسفند 1393 00:06 نویسنده: نیما ایرانی چاپ

واژگون شده حسم ، تعبیر یک لاله.....

رو یخ های روحم ، میرقصن یه باله....

افکار سردرگم ، شاید بگی کاله....

اما بدون پختست ، این بطن بیست ساله....!

بوپروپیون بازم ، میده به من ایده....

غم های پنهان و ، چشمای من دیده....

نقد و بدون حرف ، پندار و خریده....

کهنه ترین دردم ، واسه من جدیده....

شکنجه های عشق ، با اینکه شدیده....

دل کندن از ذاتش ، قطعا بعیده....!

قرصای رنگارنگ ، درون یک قوطی....

حرفای مردم رو ، مثاله یک طوطی....

تحویل من میده ، پدر تو یک شوتی....!

میکشه گوشم باز ، از خشم هِی سوتی....!

حریفه من خالق ، تو بازیه تخته.....

جر میزنه بی ذات ، کرده من و خسته....

خودت بشو قاضی ، بگو کی بدبخته...؟؟!

این مرد با ایمان ، یا نیمایِ شلخته....؟؟!

بو میده این هستی ، بد تر از زباله....

ببین واسه مردم ، چه چیزی سواله.....!

سیگاره  تو دستم ، نه این روحِ مچاله....!

جوابت و دادم ، در ده تا مقاله....!

آدم نمیشی تو ، میدونم محاله....

حیات تو یک جور ، دَرجا تو زواله....!

یک درخت پُر بار ، میخوره سنگ هردم.....!

مهم نیست چی میگی ، نهیِ عقب گردم....!

از مجلس عشاق ، نمیکنن طردم....

به این میگن بُردن ، پر حرفی نکردم....

نیما ایرانی

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل (پنهان میماند) :
وب/وبلاگ :
متن نظر :