X
تبلیغات
رایتل

censorship magazine

اشعار نیما ایرانی

فرصت همین حالاست - م.شعر : اعترافات ذهنی منزجر

چهارشنبه 6 اسفند 1393 01:24 نویسنده: نیما ایرانی چاپ

گم شده من بازم ، تو وقفه ای کوتاه....

چه گیج و مبهوتم ، یه ذهنِ نا آگاه.....!

تو یک اتاق سرد ، تنها و بی همراه....!

شطرنجیه حسم ، اوقاتمم راه راه.......

زُل میزنه به من ، یک کودکی گَه گاه....

لطفا بیا نزدیک ، ای همنشینِ ماه....!

چه قدر زیبایی ، چهرت واسم آشناست....

نگو که این خوابه ، نگو که این رویاست....

آهسته رفت سمته ، پنجره ای یک راست....

عجیبه این صحنه ، اون طرف یه دریاست.....!

با من نشست قَدری ، گفتم دلم تنهاست....

خیلی شدم داغون ، از ظاهرم پیداست....

مستی شده کارم ، راهمم مداراست....

گفتش نگو چیزی ، اشعار تو گویاست...!!

گفتی واست آشنام؟؟ ، اسمِ من شکیباست....!

این جنگه اعصابی ، که میبینی بَرپاست....

راه حل خوبش ، تحملی بالاست....

یه صبرِ بی پایان ، فرصت همین حالاست.......!

دریا غیبش زد ، پس تو چرا رفتی....؟؟!

اثبات کن میشه ، بسازم با سختی....

این کاغذه چیه ، بر روی رو تختی.....

" محکم بده نیما ، با عاشقی دَستی..... " !

نیما ایرانی

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل (پنهان میماند) :
وب/وبلاگ :
متن نظر :