X
تبلیغات
رایتل

censorship magazine

اشعار نیما ایرانی

افسردگی حسی عاشقانه - م.شعر : من ، تو ، سکوت

جمعه 17 بهمن 1393 16:12 نویسنده: نیما ایرانی چاپ

خوش آمدی بانو ، به قصه ی شومم....

چند سالی میشه ، از زندگی دورم....

یه تصویر مُرده ، حک شده رو بومم....

سخته بگم بانو ، تو عمقِ درد خوبم.....!

دیروزم بد بود ، بد تر شده امروز....

گُر میگیرم وقتی ، میگن باشی پیروز....!

آخر هر صحبت ، یه طعنه ی مرموز....

سهم دلم میشه ، از یه خرِ چلغوز....!

اما بانو تو ، لطفا نشو دلسوز.....

بگو که میفهمی ، عذاب این سایکوز....!

بانو من اشکم ، یه بغضِ اساسی......

یه اضطراب تلخ ، تو بطنِ احساسی....!

رنجور از استاد ، رفیق ، هم کلاسی.....

خدا هم میخنده ، میگه تو وسواسی......!!

دروغ چرا بانو ، خسته شدم دیگه.....

از کابوسی که ، هر لحظه بِم میگه....

حبس کُن نفس رو ، تو کنج تنهایی....

بشاش به مردُم ، نهیِ جمع گرایی....

هراس رو بشکن ، با خشم ماورایی.....!!

دلتنگ نخواهی شد ، برای عشق و دارایی.....!

اما عشق میگه ، گوش نکن نیما.....!

جایی نمیری تو ، بی من  و شعر ، بیما.....!

انتحار و مُردن ، فقط یک بَهانست.....

راه نجات تو ، خلقِ صد تَرانست....!

بالا و پایین ها ، خصلت زَمانست....

افسردگی هم یک ، حس عاشقانست.....!

بانو من عشق و ، انتخاب کردم.....

با تو و شعر در دل ، انقلاب کردم....

پشت به اجبار و ، التهاب کردم....

با ضجه ها خود را ، بی حساب کردم.....!

نیما ایرانی

نظرات (2)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل (پنهان میماند) :
وب/وبلاگ :
متن نظر :
پگاه
سلام اقا نیما
این شعرت رو خیلی دوست داشتم
راستی آسمون روحت مثل این روزای اهواز که نیست؟؟؟
به امید موفقیت های روز افزون
امتیاز: 0 0
خاطره
درود برشما
و ممنونم بابت راهنمایی
راستیش اخیرا ناخوداگاه به یه انجمن شاعران و خواننده ها وارد شدم
و از اون جایی که شعر نگفتم تا حالا فقط ایده میدادم
و بیشتر دوست دارم شعری بگم برای خواننده ها
نمیخام کتاب یا مجموعه شعر بنویسم...ولی بازم ممنونم بابت راهنمایی
امتیاز: 0 0