X
تبلیغات
رایتل

censorship magazine

اشعار نیما ایرانی

کودک درون - م.شعر : من ، تو ، سکوت

دوشنبه 13 بهمن 1393 16:29 نویسنده: نیما ایرانی چاپ

میپیچه تو گوش زمان ، باز نوای خوشِ یار....!

من تو فکر رها شدن ، آزادی با طناب دار....!!

یه مشت اشک فاسد شده ، تلخ مثال هرویین.....

میلغزن رو گونه هام ، حرف نزن فقط ببین....

شکست من قطعی شده ، دلم شده با خون اجین.....

دور نزن فکر من و ، لطفا ، مردونه ، همین....!

من میگفتم سر بالایی ، خدا میگفت صافه زمین....

از نفس افتاده تنم ، میگفت جهنم ، شو یمین...!

تو هم یکی مثل همه ، بی منطقی ، دارم یقین....

توی کتاب عاشقی ، جا اسم تو ، چند نقطه چین.....!!

دیر کرده معشوقه اَم ، خوبه که نیست به جای من....!

چارپایه هم خسته شده ، سرد شده هوایِ من....

آرامش نزدیک شده ، این آخرین چاره ی من.....

ای کاش زود تر بزنه ، لگد به زیر پای من..........!

رسید ، نداره که ، رنگ به رخساره.....

بانو تو ترسیدی..؟؟! ، فقط نگو آره.....

خیلی وقته این مرد ، اعصاب نداره....

بانو تمامش کن ، تنها ، با دَه شماره.....!

بانو نگیر بازم ، کنارم آبغوره......

نیما بعد از مرگ ، پیوسته مغروره....!

به دست تو مُردن ، یه هجرت نابه.....

آرامشی زیبا ، قشنگترین خوابه....

با دیدن اَشکاش ، این دفعه هم رَد شد.....!

جالبه نگفتم ، در انتها بَد شد....!

عشق رو فهمیدم ، بودن پر رنگ شد....

کودک درونم ، بالاخره مَرد شد......!!

نیما ایرانی

نظرات (2)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل (پنهان میماند) :
وب/وبلاگ :
متن نظر :
سید محمود عظیمی
ما عاشق پرسوخته دیروزیم
باعشق رخت ساخته تا امروزیم

تیر مژه گان را که خریدار شدیم
برسینه زدیم که تا ابد می سوزیم
امتیاز: 0 0
خاطره
درود بر شما..من راستیش فلبداهه یه چیزی می گم و متاسفانه وزنا یادم رفته..بازم ممنونم ...دوست دارم شعر بگم ولی مثه ذرات معلق تو هوام نمیدونم چیکار باید کرد
امتیاز: 0 1