X
تبلیغات
زولا

censorship magazine

اشعار نیما ایرانی

تقویمِ بودن - م.شعر : زندگی تراژدیک یک مرد

جمعه 26 دی 1393 13:14 نویسنده: نیما ایرانی چاپ

هر لحظه ی عمرم ، فقدان شادی بود.......

خنده های زوری ، یک زخم کاری بود.......

تو تقویم بودن ، تکرار من نو بود......

تحویل سال شک ، آلوده ی گوه بود....!

از درد این ضجه ، به دنیا شاشیدن....

از سردی بوسه ، یک دفعه چاییدن.....

من یه سگ تنهام ، یه شوق مصنوعی.....

مردم میگن پستی ، هم بوی مدفوعی....!

شبیه کسی نیست ، افکار مغزم....

می کوبد این روزا ، دو تا یکی نبضم....

تمومِ شاید ها ، باید شده واسم.....

تو تخت نردِ بخت ، بیخیال تاسم...

وابسته به بینش ، آرزویی خاصم....

میزاره بازم شعر ، خوشبختی تو کاسم.....!

زندگی توی روز ، به شب شده موکول....

اندازه ی دل ها ، کوچیک تر از مولکول.....!

بُریده احساسم ، از تلخیه کابوس......

می رنجم هر دم ، از این قوم سالوس....

میشن تو کورِ راه ، محتاج فانوس....

اونا ذات کَرکس ، من عاشق ققنوس.........!

نیما ایرانی

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل (پنهان میماند) :
وب/وبلاگ :
متن نظر :