X
تبلیغات
زولا

censorship magazine

اشعار نیما ایرانی

پل هوایی – "زندگی تراژدیک یک مرد "

چهارشنبه 17 دی 1393 22:30 نویسنده: نیما ایرانی چاپ

وطن شده ویران ، پر از بوی فقره.....

میکِشن تو کوچه ، مدام هی نعره....

از درد خماری ، نبودن شیره....

به سمت تباهی ، این غافله میره...

میمیره هر شب حس ، روی پل هوایی...

ایستادن رو نرده ، ندای جدایی....

مصمم این بار ، مشتاق رهایی....

زنگ میخوره گوشیم ، عزیزم کجایی......؟؟!

لعنتی بازم عشق ، ول کن قلبم نیست....

چی بگم دوباره ، عامل دردم چیست.....؟؟!

دو دل شدم بازم ، تف توی این فرصت.....

جرات من پوسید ، بعد از این صحبت....!

یه بچه روی پل ، داغون و دل خستست.....

عمو آدامس میخوای ؟! ، این آخرین بستست....!

عمو ندارم من ، واسه آدامس دندون....

ولی بدون هستم ، به مهر تو مدیون....

میچسبه به کامم ، غصت مثل خون....

عمو تو هوشیار باش ، نه مثل من هذیون....!

صد بار مُردم من ، از خیسی گونت....

عامل دردم این ، قسم به جونت...

عمو من خواهم رفت ، از دنیا به زودی....

جای امیدِ پیر ، تو بازیچه بودی....!!

بجنگ با هستی ، حتی شده زوری....

رو سنگ قبر من ، همین تو یک نوری.....

نیما ایرانی

نظرات (2)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل (پنهان میماند) :
وب/وبلاگ :
متن نظر :
شما با سرافرازی لینک شدید.
شرمنده میکنید .من فقط وظیفه مو انجام میدم.
امتیاز: 0 0
درود بر شما بزرگوار
که با امدنتان سرافرازم کردید.
من شما رو بعنوان یکی از دوستانم که مایل به پیگیری نوشتارهایم هستند لینکتون میکنم تا کار اطلاع رسانی بهتون برام مقدور باشه.
البته بعد اجازتون
امتیاز: 0 0