X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

censorship magazine

اشعار نیما ایرانی

"نسل زیر زمین"

یکشنبه 14 دی 1393 21:02 نویسنده: نیما ایرانی چاپ

" نسل زیرزمین"

درود بر دوستان و مخاطبان گرامی و عزیز

دهه ی هشتاد شمسی در ایران انقلابی بزرگ در تفکر و بینش جوانان و نوجوانان ایرانی بود.

ظهور سبکی از موسیقی که نه تنها یک جریان فکری بود ، بلکه به مرور زمان به جریانی فکری – عملی تبدیل شد.

خوانندگان بسیاری پا به عرصه ی این سبک از موسیقی گذاشتند و طرفداران زیادی هم پیدا کردند .

بله رَپ...!

سبکی که شاید در دهه ی گذشته ، برای جوانان ایرانی نو و تازه بود ، ولی سال های زیادی در غرب توسط خوانندگان سیاه پوست

اجرا میشد و کم کم به نواحی مختلف جهان رسید .

شاخه های زیادی از این نوع موسیقی پدیدار شد و رفته رفته سبک های سنتی کنار گذاشته شدند .

چه چیزی باعث محبوبیت این سبک در میان نسل جوان شد ؟؟

این سوال و سوالاتی از این دست ، ما را بر این داشت که تحقیقی کوتاه و در جامعه ی آماری بسیار کوچک انجام دهیم .

نیت ما بر این بود که مستندی کوتاه نیز در این زمینه فراهم کنیم ، ولی متاسفانه به دلیل عدم حمایت ، مجبور به تهیه نسخه

نوشتاری این تحقیق شدیم..!

این تحقیق در یکی از پارک های اصفهان ، به مدت یک شب ، تهیه شده است .

جامعه ی آماری مشتمل بر 50 نفر که 5 عدد را دختران تشکیل میدادند.

طبعا نمیتوان این تحقیق را به کل جوانان تعمیم داد ، ولی نتایج جالبی برای من به همراه داشت .

بدون شک تمام ما این صحنه را که تعدادی از جوانان دور آتش در پارک و در فصل زمستان مینشینند را دیده ایم .

گاهی ساده از کنارشان میگذریم و حتی شاید ناسزا هم بهشان بگوییم و تحقیرشان کنیم !

10 دی سال جاری ، به همراه یکی از دوستانم به پارکی در اصفهان رفتیم .

بعد از کمی جست و جو ، به اکیپی برخوردیم که در گوشه ای از پارک نشسته بودند .

موقعیت خوبی فراهم شده بود . به نزدیک این بچه ها رفتیم و خواستیم اندکی از وقت خود را به ما اختصاص دهند . استقبال خوبی

از ما شد . سوالاتی را ازپیش تنظیم کرده بودیم ، که با بچه ها در میان بگذاریم .

ساعت تقریبا 12 بامداد بود و هوا به شدت سرد . گرد آتش نشستیم و کاملا دوستانه سوالاتمان را مطرح کردیم .

اولین شخصی که به گفت و گو با ما نشست ، یاشار بود . متولد 1375 و تقریبا 19 ساله .

من : مرسی یاشار که برای من وقت گذاشتی . تا حالا اسم رپ رو شنیدی؟

یاشار : بله . تقریبا 2 سالی است که این سبک رو پیگیری میکنم .

من: چه شاخه هایی از این سبک برای تو جذاب تر است ؟

یاشار: (خدنده ای کوتاه ) خب بیشتر حسین .

من: بیشتر توضیح بده در مورد این شخص و کارهاش.

یاشار : خب در اصل کار گنگ انجام میده . میخوای واست بزارم؟

من : خوشحال میشم

یاشار یکی از موزیک های حسین را  برای ما با تلفن همراهش پخش کرد . اتفاقی متوجه شدم که پلاستیک کوچکی را از جیبش

در آورد .

من : این چیه یاشار جان؟

یاشار : (خنده) واقعا نمیدونی؟

من : نه.....

یاشار : ماری جواناست ولی تو ایران بهش میگن " گل "

من : جالبه . اعتیاد آوره ؟

یاشار : فکر نکنم...! من دو ساله میکشم..! میخوای امتحانش کنی؟!

من : نه مرسی

موزیک حسین در حال پخش بود . همه ی دوستان و رفقای یاشار به آتش نزدیک تر شدن .

من : چه طوری با گل آشنا شدی؟

یاشار : کاملا تصادفی

من : تصادفی؟

یاشار : آره.... علاقه ی زیادی به این سبک داشتم. دوستام پیشنهاد کردن که با مصرف گل بهتر این موزیک را درک میکنی . منم کشیدم !

من : حالا واقعا این طور بود ؟

یاشار: تقریبا ( با خنده ) !

من : روزی چه قدر مصرف میکنی یاشار ؟

یاشار : هر چی بیشتر بهتر ( با خنده )

من :  قبل از آشنایی با حسین و این سبک رپ هم مصرف مدام داشتی ؟

یاشار : نه.... ولی سیگار میکشیدم .

یاشار دو نخ از گل را به اصطلاح خودش " بار کرد " و پُک های عمیق و پشت سر هم میزد .

یاشار : از دستش میدیا ( با خنده  )

من : نه مرسی

من : یاشار تا حالا در مورد محتوای این کار ها فکر کردی؟

یاشار : البته...... بی نظیره...

من :  واقعا ؟؟

یاشار :  خب خوبه دیگه......( با خشونت )..... یه حس آرمش خاصی داره..

من : باشه..... بگذریم... درس میخونی ؟ کار میکنی ؟

یاشار : نه درس که نمیخونم..... کارم نمیکنم.... یعنی اصلا حس و حالش نیست.....!

من : خب برنامت چیه برای آینده ؟

یاشار : آینده؟؟! ، نمیدونم...  " کاش بمیرم "....!!

یاشار به گفت و گو با من ادامه نداد . گوشه ای نشست و سیگار کشید .

ساعت تقریبا یک و نیم شده بود .

تصمیم گرفتم به صورت جمعی با بچه ها صحبت کنم . این رو هم اضافه کنم که هر 50 نفر مصرف کننده گل بودن .

این کیسه ی پلاستیکی کوچک ، که خودشون بهش " پَک " میگفتن و محتوی گل بود ، هر چند دقیقه یکبار باز میشد و هر یک

مشغول بار زدن میشدند .

صحنه ی واقعا عجیبی بود ....!

داشتم به ورق های توی دستم نگاهی می انداختم و پرسش هام از جمع رو بازبینی میکردم که یکی از بچه های جمع ، به نام "

سهیل " ، آمد و کنارم نشست .

سهیل هم مثل یاشار 19 سال سن داشت و مصرف کننده . این جور که خودش میگفت ، چند ماهی " شیشه " مصرف میکرده و

بعد هم به گل گرایش پیدا کرده . به صحبت با سهیل نشستم .

من : سهیل شما هم رپ گوش میکنی ؟

سهیل : آره... ولی نه زیاد... بیشتر " ترنس" گوش میکنم...

من " ترنس ؟

سهیل : آره..... سبک خوبیه...

من : به نظرت این سبک ها تاثیری روی گرایشت به مصرف مواد داشته ؟

سهیل : ( با خنده ) کم نه....!

من : چه چیزی بیشتر واست جذابیت داره ؟ لذت هم داره ؟

سهیل : خب یه مقداری آرومم میکرد....

من : آرومت میکرد  ؟ !

سهیل : آره میکرد.... ولی الان دیگه نه..... خستم کرده

من : تا حالا از روان پزشک یا روانشناس یا روان کاو کمک گرفتی؟

سهیل : اِی... یه مدت " کَمپ " بودم....

من : کمپ ؟ جدی میگی ؟

سهیل : آره به خدا..... مامور گرفتم... جنس ( شیشه ) همراهم بود.... بردنم کمپ...

من : خب تاثیری داشت ؟

سهیل : نه زیاد..... رسیدگی نمیکردن...

من :  خانوادت هم از این جریان با خبر شدن ؟ واکنششون چی بود ؟

سهیل : آره.... هیچی.... کتک سفتی خوردم.....

من : کتک ؟؟!

سهیل : آره... یکی از دندونام هم شکست....( در حال نشان دادن )

من : گفتی مامور گرفتت... شبا مامور توی پارک میاد بازم ؟

سهیل : خیلی زیاد.... ولی دیگه کارمون نداره....

من : جدا..؟ چه طور ؟!!

سهیل : خب چی بگه....! یکی دو تا نیستیم....!!

من : خب پیشنهاد خودت چیه واسه رهایی از این مشکل ؟

سهیل : آرامش..... فقط همین..... ( همراه با اشک )

من : متاسفم سهیل ...... ناراحتت کردم....

سهیل : نه بابا....( خنده ای تلخ ).... دیگه به اشک عادت کردم...!!

حالت روحی سهیل اصلا خوب نبود . منم مزاحمش نشدم . ساعت نزدیکای 3 بود .

جالب این بود که هیچ یک از بچه ها " قصد خونه رفتن " نداشتند . آتش در حال خاموش شدن بود . چند نفر رفتند چوب بیارند .

توی جمع چند تا دختر هم بود .  آن ها هم بین 18 تا 20 سال سن داشتند و مصرف کننده . اما حاضر به صحبت با من نشدند .

از ساعت 3 تا 6.5 صبح با بقیه اعضای گروه هم صحبت کوتاهی کردم .

عباس ، هومن ، عماد ، حسین ، مهدی و بسیاری دیگه که آن ها هم مشابه یاشار و سهیل مصرف کننده بودند .

در واقع همه ی بچه ها این سبک رپ رو میشناختند و به قول خودشون همگی باهاش " فاز " گرفته بودند....!

همان طور که در مقدمه عرض کردم ، موسیقی رپ در همه جای دنیا شناخته شده و دارای شاخه های زیادی می باشد .

مباحث اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و مهم تر از همه شاخه ی " رپ خیابانی " یا همان " رپ گنگستر" است .

بیشترین علاقه را این جمع به رپ خیابانی نشان دادند .

چه چیزی باعث این گیرایی بین این جوانان شده است ؟

شاید برای کسی مهم نباشد ، ولی تفکر در این زمینه واقعا مهم و اساسی است .

از آن جا که بنده شاعر هستم و بیش از 5 سال به این حرفه مشغول بودم ، اشعار و به قولی " تکست " های بعضی از خواننده ها

و رپر ها را که این جوانان گوش میدادند و میپسندیدند را ، جمع آوری کردم و نگاهی اجمالی به آن ها انداختم .

به طور کلی میتوان رپ را به دو قسمت اصلی " شعر " و " موسیقی " تقسیم کرد .

در شعر رپ خیابانی ، چند نکته میان خوانندگان مشابه بود .

اول از همه ترغیب کردن به مصرف مواد مخدر و محرک . حال به صورت مستقیم یا غیر مستقیم . به نظر میرسه که خواننده با

انتشار اثر خود ، هدف خاصی را دنبال نمیکند . اما اگر این افراد را هم در دایره ی " هنرمندان " قرار دهیم ، متوجه میشویم که

آن ها در دسته ی " هنرمندان غیر مسئول " قرار میگیرند .

قبلا  اشاره کردم که این افراد تنها یک جریان فکری را دنبال نمیکنند ، بلکه جریانی فکری – عملی را مدیریت میکنند .

نهی مطالعه ، اعتقاد به صرف تجربه ، و خوش گذرانی از جمله مواردی است که خواننده به آن تکیه میکند. ولی هیچ

تعریف مشخصی از خوشی و خوش بودن را ارائه نمیدهد .

از جمله موارد دیگر میتوان به ، " نزاع " ، " خشونت " و به صورت ساده " دعوا " اشاره کرد .

الفاظ و لغاتی از جمله ، " قمه " ، " تیزی " و " الفاظ رکیک " بی مهابا در شعر جریان دارد .

فراموش نکنیم که اکنون در " قرن 21 " زندگی میکنیم.....!!

الگو قرار گرفتن و پیروی از این خواننده ها هم برای جوانان اهمیت زیادی دارد .

چه چیزی در رواج بزهکاری در میان جوانان و جامعه تاثیر گذاشته ؟

آیا به دنبال طرز تفکر و بینش جدیدی هستند ؟

آیا تفکری آنان را آزرده ساخته و باعث شده به این سمت کشیده شوند ؟؟!!

خب طبعا چنین تفکراتی یک شبه و از روی " اجبار " به این افراد خورانده نشده .

با صحبتی که با بچه ها کردم و مقداری تفکر! ، به این نتیجه رسیدم که آن ها تحت تاثیر شعر ، کم تر قرار میگیرند .

و این موزیک است که آنان را مشتاق به مصرف مواد محرک میکند .

و اما موزیک !

موزیک مدرن بیش از 30 سال است که در کشور های آمریکایی و اروپایی ، منجر به ایجاد گروه های بی شماری شده

است . طرفداران بسیاری هم دارد . فاصله گرفتن از آلات موسیقی سنتی و قدیمی و ساخت سازهای نوین و جدید ، دریچه

ای نو و تازه در ذهن جوانانشان باز کرده است .

هدف من در این تحقیق ، مشخصا معرفی سبک ها و خواننده ها نیست ، ولی به عنوان نمونه میتوان به ، " ترنس " ،

" متال " ، " هوی متال " ، " گرانج " ، " فانک " و سبک های متعدد دیگر اشاره کرد  .

همان طور که میدانیم ، اخیرا در برخی از ایالات آمریکا و هم چنین بعضی از کشورهای اروپایی ، ماری جوانا یا همان گل

آزاد اعلام شده است .

میتوان حدس زد که مصرف کنندگان آن جا هم ، احتمالا با مصرف ماری جوانا ، موسیقی مرتبط و مورد علاقه ی خود را

گوش میدهند .

نکته ی جالب و قابل تامل اینجاست که بعد از آزاد سازی ماری جوانا مصرف آن کاهش داشته است .

برخی از تکست های خوانندگان رپ گنگستر غربی را هم ترجمه کردیم .

محتوای شعر آن ها هم مانند ایران بود و از ترغیب به مصرف مواد مخدر و محرک ابایی ندارند...!!

در حالی که همراه داشتن چاقو ، قمه و زنجیر برای جوانان ایرانی امری عادی و جالب است .

به نظر من دو علت اصلی این تفاوت های فاحش را نمایان میکند .

اول از همه ، روح لجبازی است که در بطن جامعه نهادینه گشته . جوانانی که از بسته بودن و ایزوله بودن شرایط زندگی خود

شکایت دارند ، به جای " صحبت " و  " گفتگو " با عنصر مربوطه ، دعوا میکنند .

ولی باید در نظر داشت که تاثیر شگرفی هم از این خوانندگان میگیرند .

و کم کم به درجه ای از تباهی میرسند ، که غیر قابل جبران است...!!

خواننده ای که در قبال مخاطب خود " مسئول " نباشد ، شنونده ای را تربیت میکند که نسبت به جامعه و وطن خود مسئول

نیست و کاملا بی تفاوت...!

و مورد دوم راه کاری در رابطه با مورد اول است .

" نداشتن حق انتخاب " ، " پیگیر نبودن در زمینه استعداد " ، " آموزش های غلط " ، " بیکاری مزمن " و موارد بیشمار دیگر

منجر به ظهور این تفکر و این افراد در بطن جامعه میشود .

و یادمان نرود که همین جوانان هستند که این افراد را حمایت میکنند .

در پایان هم باید به این موضوع اشاره کرد که ذات موسیقی بد نیست ، بلکه این شرایط است که هدایت کننده نسل جوان به سوی

بزهکاری میشود .

نیما ایرانی – دی ماه 1393

نظرات خود را در مورد این تحقیق و بحث با من درمیان بگذارید .

متشکرم

NIMAIRANI40@GMAIL.COM

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل (پنهان میماند) :
وب/وبلاگ :
متن نظر :