censorship magazine

اشعار نیما ایرانی

هنرمند مصنوعی - م.ش : سقوط اجبار

یکشنبه 16 آذر 1393 21:38 نویسنده: نیما ایرانی چاپ

دنیا شده روتین ، عجیب و ماشینی...

هزار جور آدم ، تو لحظه میبینی....!

دروغ شده جالب ، تو افکار بشر....

هرچی واسش گنگه ، بهش میگه هنر...

یه عینک گرد و ، تَه ریش و موی بلند...

تعبیر آرتیست شد ، صدای زنگ خطر....!

خطر از این بابت ، که حس خوابیده...

وجدان بعضی ها ، از عشق نالیده...

پوستر سیمین باز ، بر روی دیوار...

سیمین دل میخواست ، یه روح بیدار...

از وطنش میگفت ، چون بودش هوشیار...

نه اینکه بندازی ، عکسی با سیگار...!

هنر شده بازی ، یه وقتایی ابزار...

تو معتقد نیستی ، به ذات این اشعار....!

دنبال خودت باش ، دنبال راهی نو...

گوش کن حرفم رو ، کم تر بگو تو...

درک کن این شعر و ، مفهوم آگاهی...

به معنای خالص ، تفسیر آزادی...

نیما ایرانی

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل (پنهان میماند) :
وب/وبلاگ :
متن نظر :