X
تبلیغات
رایتل

censorship magazine

اشعار نیما ایرانی

خیانتِ عشق - مجموعه شعر " گره کور "

یکشنبه 30 آذر 1393 21:48 نویسنده: نیما ایرانی نظرات: 0 نظر چاپ

زندگی یک حسه ، از نوع رنجش....

معلوم نیست چیه ، با ما ها حرفش...

هر کس که میسازه ، درگیر یک تردید...

جسم جوون من ، از روزگار بد دید...

جمجمه ی احساس ، شکسته تو آدم...

چیز زیادی از ، خدا نیست یادم...

تنها یک خونه ، که دورش میچرخن...

ولی اصولا بد ، حقیر و بی جنبن....

بدبختی و نیستی ، داره یه دنباله....

از آسمون و فرش ، واسم میباره...

فردا رو گم کردم ، امروزم تاره...

تاریک تر از شب ، بدون ستاره...

کوتاه شده روزام ، مثال این شلوار....

اشکام بهم میگن ، شعرات رو بردار....

بریز تو دریا ، دور شو از این افکار...

قصد میکنم اما ، نمیکنم هر بار...

ابیات دوری رو ، میکنن ضمانت...

آخر یه روززی عشق ، میکند خیانت...

رفیق ، خوب بودن ، انتهاش ندامت....

همیشه بد ها رو ، میکنن حمایت...

نیما ایرانی

میلاد - م.ش : سقوط اجبار

دوشنبه 24 آذر 1393 22:02 نویسنده: نیما ایرانی نظرات: 1 نظر چاپ

فاصله ها مُردن ، با تو اَم ای میلاد...

سرنوشت ما ها ، غم ها رو کش میداد...

دنبال حقیقت باش ، یه راه بی بن بست...

تو سرزمین عشق ، تا تو بخوای دل هست...

داداشی این روزا ، میگذره خوب و بد...

جلوی استبداد ، بکش یه دونه سد....

طعم خیلی چیزا ، منم نچشیدم...

ولی شکستم  بُت ، دست نکشیدم....

پدر واسه ما ها ، فقط یه سربازه...

توی قمار عشق ، همیشه میبازه...

شاید من و هیچ وقت ، نبینی عزیزم...

فقط امیدوارم ، اشکات و نبینم...

خیلیا بم میگن ، یه مغز کثیفم...

ولی داداشی من ، یه گردان و حریفم...

توی غم چشمات ، داداش من شریکم...

قوی باش همیشه ، نگو من ضعیفم...

تو مادری داری ، از جنس مهتاب...

میدرخشه هر شب ، تو عمق شبهات...

چشماش پررنگه ، مثال شبتاب...

گلم خداحافظ ، آزاد باشی ، شاد....

نیما ایرانی

تقدیم به میلاد عزیزم

سقوط اجباری - م.ش : سقوط اجبار

دوشنبه 24 آذر 1393 22:01 نویسنده: نیما ایرانی نظرات: 0 نظر چاپ

شب ها بیداری ، روز ها تکراری...

هر دقیقه مردن ، با دل چیکار داری...

عاشق شدن مرگه ، سقوط اجباری...

از بوسه بریدن ، پوسیدم انگاری...

دراز کش هر دم ، پتو روی سر....

لحاف تر گشته ، منم یه مست خر...

انگشت رو قالی ، عاقبت من پر....

خدا یه لال خنگ ، فرشته ها هم کر...

رو موکت یه فندک ، بدون گازه..

سیگار خشک من ، هنوز تو فازه ...

دختر همسایه ، خیلی خوش آوازه...

تو چشم من اشک و ، تو دست اون سازه...

مجموعه شعر من ، غرق در افسوسه...

هر لحظه میندازن ، تو کار من سوسه...

ولی بدون که شعر ، تنها فانوسه...

تو شب تاریکم ، این حس محسوسه...

تو سرمای غربت ، رفیقم کلاهه....

بین من و بودن ، فقط یک دو راهه...

یخ میزنه ابیات ، تو مسیر بورانی...

روحم و روشن کن ، ای حس نورانی....

نیما ایرانی

اراجیف - م.ش : سقوط اجبار

چهارشنبه 19 آذر 1393 19:06 نویسنده: نیما ایرانی نظرات: 0 نظر چاپ

مسیر بی مقصود ، تو راه جوونی....

واست سخنه آینه ، بگه که همونی...

مشکله بخوای پا شی ، ولی تو نتونی....

راه حل این جنگ ، دستته ، میدونی...؟

کنار حوض بازم ،  سفره ی هفت سینه...

تو قلب پر دردت ، عاشقی سنگینه...

رو طاق اتاقت ، رویا و پرچینه....

جوانه کن بازم ، مثال سبزینه....

رفیق رسم دنیا ، حسرته و سارش...

اگه شدی تنها ، هرگز نکن خواهش...

لب های سرخ عشق ، از دور کن ماچش....

اسرار ما ها رو ، هیچ وقت نکن فاشش....

گرگ ها پیچیده ، مشتی ها سادن....

یه روز حذب ترس و ، روز بعدی بادن....

تو هم کردی آره ، روی چپی دایورت...

ریدی به نسبیت ، اندیشه ی آلبرت....

نمیره تو مغزم ، اراجیفای چرت....

من میچرخم دور خود ، شما هم دور اِرت...

نیما  ایرانی

random words

سه‌شنبه 18 آذر 1393 00:19 نویسنده: نیما ایرانی نظرات: 0 نظر چاپ