censorship magazine

اشعار نیما ایرانی

معنی غیرت - مجموعه شعر " پوزخند خدا "

پنج‌شنبه 22 آبان 1393 00:41 نویسنده: نیما ایرانی نظرات: 0 نظر چاپ

لبهای سرخت را ، میبوسم بانو....

پرواز خواهم کرد ، امشب من تا نور...

چشمان مستت شد ، درمان دردم...

عطر تنت را من ، بو میکنم هر دم....

بانو نگاه تو ، شعر عاشقانست...

آغوش گرم تو ، حس عارفانست...

حق تن خستم ، فحش و تازیانست...

برای این مردم ، عشق احمقانست.....!

بانو تمام شهر ، از مهر بیزارن...

به جای نام عشق ، چند نقطه میزارن...!

شاید بگی پَستن ، من میگم بیمارن...

یه نسل افسرده ، از دل ایرانن...!

اما به لطف تو ، آرومه اعصابم...

دیگه به جای اشک ، با لبخند میخوابم....

زیبایی و روحت ، تعریف انسانه...

بانو بدون تو ، جهان زندانه...

بجنگ بانو با ، شکنجه های مرد....

اثبات کن هستی ، دیگه نشو دل سرد...

معنی غیرت رو ، حرفات یادم داد...

بی پرده بت میگم ، بر مرد لعنت باد.....

نیما ایرانی

فرهنگ خشکیده - مجموعه شعر " پوزخند خدا "

شنبه 17 آبان 1393 23:39 نویسنده: نیما ایرانی نظرات: 0 نظر چاپ

دلم شده جاری ، توی عمق زنده رود..

کاشکی فقط امشب ، احساسمم زنده بود...

دلگیرم من از ، ترک های هامون..

سرگرم میشم با ، کلک های قانون...

ارومیه چشماش ، کبوده و داغون...

درود بر مُردن ، بدرود با کارون...!

سرزمین من شد ، بی آب و پژمرده...

به غیرت شعرم ، بد جور برخورده...!

پس ما کجا بودیم ، که این شد نتیجه...؟

حق داره نسل بعد ، بگن بم هویجه..

فاز نسل بنده ، همیشه مثبت بود...

هر کی پِی پول و ، مقام و فرصت بود...

یه عده تو مسجد ، یه عده تو مرفین..

دسته ی اول شاد ، دسته ی دو غمگین..

ما هم شدیم شاعر ، سرخورده و بدبین...

از خدا و دنیا ، از این جو ننگین....!

خلاصه این ابیات ، تفسیر دل سنگی...

حالا بگو هِی از ، هجوم فرهنگی....

سوال من این بود ، چرا خشکید وطن...؟؟!

پرسش این ملت ، چند تیکه است کفن...؟؟؟؟!

نیما ایرانی

قیمه - مجموعه شعر " پوزخند خدا "

پنج‌شنبه 15 آبان 1393 00:55 نویسنده: نیما ایرانی نظرات: 0 نظر چاپ

سلام آقا جون ، خوبی ، من ایرانیم..

چند سالی هست دچار بیکاریم...

شرمنده که ندادیم ما نذری..

مزاحم شدم فقط واسه یه عرضی...

آقا کل سال واسه ما یکی عزاس..

بی رودرواسی هدف رفقامونم غذاس...!

آقا رنگ خوشبختی و کس ندید...

منم شدم مث شما گرفتار یزید...

آقا دلخوشیمون شده چای نبات...

اهل بخیه ام کردن ما رو ، هیهات..!!

آقا میخوام بیام سمتت کربلا..

آخه همه زندگیم شده برملا...

آقا هر شب پلاسیم تو خیمه...

به هوای گریه و یه پرس قیمه...!!

آقا مزاحمت شدیم ، شرمنده..

دل و روح ما از همه کنده...

آقا من مَردم ، ولی گریه کردم..

سینه نزدم ، ولی غرق دردم...

زار زدم به حال این اقبال...

بهم میخندن ، نداره اشکال...!!

آقا ما رفتیم ، عزت زیاد...

عقل و شعورم خودش کم کم میاد....!

نیما ایرانی

کودک مُرده - مجموعه شعر " پوزخند خدا "

پنج‌شنبه 15 آبان 1393 00:47 نویسنده: نیما ایرانی نظرات: 1 نظر چاپ

لالایی شبهات ، صدای موشک بود..

بچگی و بازی ، تو بن بست شک بود...

ترسیدی از گریه ، نگات میلرزه...

عطر نفسهایت ، یه  دنیا می ارزه..

رگبار استبداد ، بر روی پیشانی...

من هم شدم خسته ، عشقم میدانی....؟؟!

عروسکای تو ، مثل تو غمگینن..

حس میکنم با تو ، امشب میمیرن...

اشکای سردت را ، بو میکنم هر دم...

من یه زن تنها ، شاید هم یه مَردم....!

برای آخر بار ، بوسه به لبهایت...

لعنت به جنگ و خون ، ننگ بر جنایت...

کودکیت حل شد ، تو اضطراب و ترس....

توی یه دنیای ، پر انتقام و نحس..

بهشت سهم توست ، ای کودک مرده...

خدا تو را پیشِ ، فرشته ها بُرده...

بعد تو من مُردم ، از عمق فریادت...

این آخرین واژست ، خدا نگهدارت...

نیما ایرانی

منع چرا - مجموعه شعر " پوزخند خدا "

چهارشنبه 14 آبان 1393 23:32 نویسنده: نیما ایرانی نظرات: 0 نظر چاپ

یه پای کار دنیا بازم میلنگه...

به کی اعتماد داری و یه رنگه...؟

بزار باز کنم واست این ماجرا...

همه چی شروع شد از منع چرا...

بهمون گفتن نکنیم پرسش...

رفیق من کرد ، مامور بردش...!

جای تبریک هی گفتن تسلیت...

تقصیر ما نیست ، نشدیم تربیت..

هی تو سری خوردیم ، شدیم تحقیر...

بازم بالا پشت بوم گفتیم تکبیر...!

همه جا پر شده از بوی اسید...

خدا هم خندید و گفت هیشکی ندید...!!

حالا هی بگو کورش ، از تاریخ...

چیش رسید به ما ، فحش و توبیخ...

هممون خسته ، همه قربانی...

خدا زندان بان ، ما زندانی...!

نمیدونم چرا الکی میخندم...

چرا نداشتیم ، دهن و میبندم....!!!

این غم بود ، یه شعر بی پرده...

شرمنده که شعرام غرق درده...!

نیما ایرانی