X
تبلیغات
رایتل

censorship magazine

اشعار نیما ایرانی

نظرات شما

سه‌شنبه 29 مهر 1393 23:50 نویسنده: نیما ایرانی نظرات: 0 نظر چاپ

درود بر دوستان و مخاطبان عزیز..... 

 

امیدوارم که سلامت و شاد باشید... 

 

نظرات و پیشنهادات شما بزرگواران بسیار برای بنده موثر خواهد بود... 

 

خواهشمندم نظرات خود را با بنده درمیان بگذارید... 

 

سپاس فراوان... 

 

نیما ایرانی

home sick production....!

سه‌شنبه 29 مهر 1393 00:36 نویسنده: نیما ایرانی نظرات: 1 نظر چاپ

آخرین شعر - م.ش : آرزوی گنگ

دوشنبه 28 مهر 1393 14:08 نویسنده: نیما ایرانی نظرات: 0 نظر چاپ

آغوشم و پر کن  ،  از عطر گفتارت...

مجذوب کن دل را ، با شور پندارت...

با اولین بوسه ، زیبا کن شب رو....

با آخرین شعرم ، میام به دیدارت...

شعری به سبک عشق ، با وزن بیداری...

یک مصرع ساده ، با شوق دیداری...

یک شاخه رز سرخ  ، لا به لای نامه...

وقتی نگاهت هست ، زندگی به کامه...

چشمات یک حسه ، از جنس آرامش...

من این حس پاک و ، بانو میخوامش...

تنت یه رویایی ، از عمق بهشته...

انگار خدا با مهر ، اسمت رو نوشته...

بین من و دستات ، انگار دیواره...

اما بدون بازم ، احساس بیداره...

تقدیر گیج من ، اسیر اندوهه..

غصه و رنج و غم ، رو دوش من کوهه...

اما خیالی نیست ، خواهم رسید آخر...

به چشمان نازت ، بانو بکن باور...

زمزمه کن بازم ، این شعرو تو شادی...

تو یک جهان لذت ، به قلب من دادی....

نیما ایرانی

حس رویایی - م.ش : آرزوی گنگ

شنبه 26 مهر 1393 14:29 نویسنده: نیما ایرانی نظرات: 1 نظر چاپ

امشب افکارم ، وارونه و پوچه...

مهتاب کم رنگه ، انگار تو کوچه...

خدا واسم شاید ، برنامه ای داره...

با اینکه بیست ساله ، روحم سر کاره...

بارون یک رازه ، بین من و چشمات...

لبخند یک حسه  ، بر روی لبهات..

نگاه تو پر از ، اسرار بسیاره...

مغز منم گویا ، بر روی تکراره...

خورشید هر لحظه ، دستاتو میبینه..

گرماتو کم دارم ، ای عشق دیرینه...

خش خش برگا هم ، واسم ریتم نابه...

چند وقتیه ساعت ، به یاد تو خوابه...

زمان شده واسم ، بی معنی و بازی...

برقص بازم تو ، با شعری و سازی...

میمونه قلبم بات ، یه قول مردونه..

هنوز هم عشقم ، به نبضت مدیونه...

دوای این پوچی ، بوسه و آغوشت..

یه حس رویایی ، تکیه بر دوشت...

تو گلدون قلبم ، عشقت زده ریشه..

با من بمون بانو ، مطمئنم میشه....

نیما ایرانی

توهم بودن - م.ش: آرزوی گنگ

چهارشنبه 23 مهر 1393 14:10 نویسنده: نیما ایرانی نظرات: 1 نظر چاپ

هوای این خونه ، از درد مسمومه...

محبت و عشقم ، بیمار و مغمومه...

دیگر کسی واسم ، از دل نمیخونه...

معشوقه ام رفته ، همدم نمیمونه....!

پرواز سمت نور ، بدون پر سخته...

امید و خوشبختی ، از یاد من رفته...

توهم بودن ، نتیجه اش انکار...

نبضم نمیکوبه ، من مُرده ام انگار...

بین من و حسرت ، فاصله ای مونده...

میگن خدا واسم ، فاتحه ای خونده....!

میگن نمود حق ، اعتکاف و دینه...

من میگم آزادی ، نه قلب پر کینه...!

تمام این دنیا ، از عشق خالی بود...

سقوط پیروزی ، یک زخم کاری بود...!

بزار با شعرم ، اشکای تو کم شه...

واسه رگ خُشکت ، افکار من دَم شه....

آخر راه من ، جالب نیست چندان...

خواهم رسید اینک ، به نقطه ی پایان..

با کوله باری از ، ترس و فراموشی..

به سرزمینی دور ، از جنس خاموشی.... 

نیما ایرانی