X
تبلیغات
رایتل

censorship magazine

اشعار نیما ایرانی

منو فریاد کن - دو قطبی

دوشنبه 30 تیر 1393 16:56 نویسنده: نیما ایرانی نظرات: 2 نظر چاپ

منو فریاد کن دوباره ای عشق

راهِ من تر شده باز از اشک چشم....

منو فریاد کن دوباره ای وطن

این منم تعبیر خالق از کفن...

منو فریاد کن دوباره رویا

ای تَه مونده یِ ناکامی ما.....

منو فریاد کن دوباره زردشت

من نکردم به حرفای تو پُشت...

منو فریاد کن دوباره کارون

بزار دعای خدا هم باشه بارون...!!

منو فریاد کن دوباره بابک

من زدم به دل شبِ جهل پاتَک...

منو فریاد کن دوباره مهتاب

دیگه رد نمیشم از کوچه با تاب

منو فریاد کن دوباره مادر...

بازم بگو من بی ارزش ، من خر....

منو فریاد کن دوباره ای شعر

من انتقام گرفتم از این کبر....

منو فریاد کن دوباره ای غم

تو زیاد بودی و کلماتم کم...

منو فریاد کن از عمق وجود...

جای لعنت بفرست واسم درود...

بعد من مرور کن تو این منظوم

من تعریف دو علت و مفهوم

اولی سرنوشت پوچم به نثر

دوم سکوت پُر حرفم به نظم...

بعد من فریاد کن اسم منو

جر بده قامت مغلوب تنو....

نبض شعر من ، یعنی اعتراض

نزار عاقبت دلت ، بشه انقراض

Nima irani

Home sick production…..!

2014

درود بر شما

سه‌شنبه 24 تیر 1393 00:28 نویسنده: نیما ایرانی نظرات: 1 نظر چاپ

درود بر دوستان و مخاطبان عزیز 

بسیار خرسند و متشکرم که وقتی رو به خواندن اشعار من اختصاص میدهید .  

از همراهی شما بزرگواران سپاسگزارم و تقاضا دارم انتقادات و نقد و پیشنهادات خود را با بنده در میان بگذارید . 

حتما انتقادات شما برای من مهم و ارزشمند خواهد بود. 

 

پاینده و برقرار باشید./ 

   

نیما ایرانی  

my e-mail : nimairani40@gmail.com

انتقام از مرد - مجموعه شعر " دوقطبی "

شنبه 21 تیر 1393 16:22 نویسنده: نیما ایرانی نظرات: 2 نظر چاپ

تو یه رویایی ، به وسعت یک دشت
می خوام انتقام بگیرم از گذشتت
یه خدای کثیف ، یه خدای وحشت
منم قسم میخورم به لبای نئشت....!
به خشکی چشمات ، به تیرگی لبات
به غربت اشکات ، به سرخی نگات....
به رسوب عقده توی زندگیت...
به تمام لحظه های بَردگیت...
به حسرت خوردن جوجه توی باغ
به تمام گِره های کور و داغ....
به دعای پوچ و مضحک مادر
به قرار های سکسی یاور...!!
به سلامتی خوردنِ یک پیک سَم
مست کردن از شدّت این غم.....
به تمام داشته های نداشته
به تمام خواسته های نخواسته.....
به هم آغوشی های بی لذّت....
چند دیقه خلسه ، 100 سال ذلّت...
به تعداد صفرهای امتحان
به تعریف مبهم از قهرمان
به فکر مادر شدن ، بی استرس
به شیر خشک و پولِ در دَسترس.....!
به تعبیر گُنگش از بکارت....!!!
مغزی که فحش یعنی واسش یه جور جسارت....
به تمام قسم های من بخند....!
اسمتو حَک کردم تو بهت بند...
من اسیر غصه و تو اسیر تن....
رو به غیرتِ همه مَردا چشم ببند.....!! 


my poem : تمسخر - از مجموعه شعر " دو قطبی "

سه‌شنبه 10 تیر 1393 02:29 نویسنده: نیما ایرانی نظرات: 2 نظر چاپ

ضرب فنی شدم باز تویِ این پارت
واست توضیح بدم با ترسیم یک چارت؟؟!

ورودی مغز من شده جدیدا دَرد
من یه روح خسته ، تو قالبِ یک مَرد..............

میگه لزوم خانواده و تربیت...
جایِ تبریک این دفه میگم تسلیت.........!

به دو تا عملی و گُشنه میگی بُرنا......؟؟؟!
تو یه جَلاد بودی ، روزگارم تُرنا......!

من که سوختَم پایِ حُکمت ، بَسه........
حالتِ عادیم یه جورایی شُده خَلسه...........!!

روزی 8 تا جوون میمیرن با مَواد.....
حالا هِی بگو از علم و کار و سواد...........

اینا جوون میخوان واسه مَرگ و جَهاد...
مَنم مُنکرِ خُدا و اصل مَع....د!!

حالا سوریه شُد اَصل و فَرع وطن...........؟؟؟!
خُدا هم دَرگیر پَخش و نصبِ کَفَن..............!!

حَدّ شعر من و بخور ، تا کَبود شی....
میخوام تو اوجِ قُدرت نابود شی......

زخمِ تمسخُرات داره کم کم میره.......
میخوای فَرار کنی ؟؟؟! ، وَلی الان دیره........!

nima home sick

bipolar - tamaskhor

1393- 2014