censorship magazine

اشعار نیما ایرانی

از مجموعه شعر - لوله کشی ساعت شیش صبح

پنج‌شنبه 29 شهریور 1397 20:35 نویسنده: نیما ایرانی نظرات: 0 نظر چاپ

خنجر تو مشته شب ، کور کرده مهتاب و.......

فرشته ها بی حرف ، شیطان که در خواب و.....

سرقت از این خونه، شعر هام و دزدیدند......

چند نفر تو بالکن ، آمار میگیرند.......

خودسوزی کرد سیگار ، ساعته پنج با درد.....

لباسش تنش موند ، لبهایش هم زرد......

عین فیلمه هندی ، همیشه آخر خوب.....

خدا شده سردش ، جمع میکند چوب.....

کنترل تو لیوان ، جوراب تو یخچال........

این که زندگی نیست ، نیما شده بد حال.....

لبخند دروغ من ، من اتفاقا بد.........

رفیق خمار بود و ، تو گوش من میزد.....

خیابون و مردم ، زل زده آدمک......

با چشمهاش میگه ، پرت کن داداش فندک......

تو جوی لجن عشق ، گرگ ها مینوشند......

عصر ها بعد از کار ، ساطور میپوشند......

آخر این جاده ، یک چاه میبینم......

افتاده شعری توش ، پیشش میشینم.....

نیما ایرانی

برچسب‌ها: نیما ایرانی

new poem

سه‌شنبه 20 شهریور 1397 19:10 نویسنده: نیما ایرانی نظرات: 0 نظر چاپ

سوتی نده ای عشق ، من ختمه دنیایم.....

تو خط خطی کردی ، دفتر رویایم.....

پنجره رو آروم ، با بغض میبندم......

گاهی به کل شهر ، عجیب میخندم......

جای پای برفیت ، رو گرمای قلبم....

از یه حس مُرده ، میگیره هی دردم.....

مهمونی بد ها ، میشوننت بالا....

گذشته ای بی ذوق ، خوش میگذرد حالا؟!.....

پست شدند مردم ، یار را میگیرند.....

عشق من و او را ، از دور میبینند.....

وارث من خودکار ، مینویسه دردم......

میگفت که خوبی را ، چرا زیاد کردم....؟

لا به لای شعر ها ، یه نامه ی متروک.......

باید که بیمار شد ، من یه خر مفلوک.....

چند شبه بیدارم ، دیگه خواب ندارم......

نه چونکه تو رفتی ، از غم سیگارم....

نیما ایرانی

برچسب‌ها: nima irani

new poem

چهارشنبه 24 مرداد 1397 16:05 نویسنده: نیما ایرانی نظرات: 1 نظر چاپ

تو این شیب دنیا ، تک چرخ میچسبه.......

نجیب ترین موجود ، صاحب این اسبه......

یک زن که میتازه ، رو ابرای خوش رنگ.......

به چرخ ارابش ، خدا که میزد چنگ......

بالا بریم بیشتر ، آسمونه هفتم......

موهاش و کردم من ، با بی حواسی گم......

رو سنگ فرشه هستی ، جای یک ستاره.....

امضای او پیداست ، همتایی نداره....

از یه دید دیگه ، برگ ها رو میبینه......

زنجیر مروارید ، دارد رو سینه......

یه برکه پشته شب ، تنها نرو بانو......

شاید که این گرگ ها ف پرت کنند چاقو......

ما را تو خواب کردی ، زیبا ترین دردی

فردا همین موقع ، ای کاش برگردی.......

بالن دمه خونه ، مسافریم هر دو........

شب شد نگفتم اه ، لطفا ببوس از نو.....

نیما ایرانی

برچسب‌ها: nima irani

random words

سه‌شنبه 17 بهمن 1396 15:12 نویسنده: نیما ایرانی نظرات: 1 نظر چاپ

مخاطب از من پُر ، دیگه شعر نمیگم........

در گوش خونه ، من داستان میگم.......

داماد شده سیگار ، میخوابه با فندک.......

مغز من به دورها ، میزند فلش بک.....

من کُت سفیده ، کاغذ و میگیرم.....

مشت میزنم بر ، صورتشو میرم......

اعصابه من مثل ، ایران داغونه.....

یک زن تو این خونه ، تا صبح میمونه........

الکل و شاشی زرد ، یه کار روتینه.......

تو اتاق من جنگ ، تو پام پوتینه......

پرت میشه لیوان ، نارنجک های تیز........

جمع شده ترکش ، بر روی این میز.....

اینجوری باید باخت ، یک شکست عینی........

من از واقعیت دور ، یه اسکیزوفرنی........

نیما ایرانی

برچسب‌ها: nima irani

random words

شنبه 27 آبان 1396 16:11 نویسنده: نیما ایرانی نظرات: 0 نظر چاپ

صدای ماه میاد ، شکسته توی شب....

تو شکم مادر ، خدایی کرده تب....

هوای نم ، برفی ، خونه گریه کرده....

برای من خنده ، شروع یک درده....

تنهایی لمس قرص ، رو تن بیخوابی....

امشب رو هم ای من ، با شک میخوابی....

رو میز شام جای ، دنیای من کم بود.....

دوری برای من ، تلخی و یک سم بود.....

تو قاب عکس حوا ، آدم رو میبینه.....

تو راه من یک گل ، تا صبح میشینه.....

طلوع و غروب و ، با هم میدیدم....

من یه شبه از عشق ، با اشک ترسیدم.....

آغاز سیل غم ، از چشم من حالاست.....

فشار خون بازم ، وای بر من بالاست

نیما ایرانی

برچسب‌ها: nima irani