X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

censorship magazine

اشعار نیما ایرانی

random words

سه‌شنبه 17 بهمن 1396 15:12 نویسنده: نیما ایرانی نظرات: 0 نظر چاپ

مخاطب از من پُر ، دیگه شعر نمیگم........

در گوش خونه ، من داستان میگم.......

داماد شده سیگار ، میخوابه با فندک.......

مغز من به دورها ، میزند فلش بک.....

من کُت سفیده ، کاغذ و میگیرم.....

مشت میزنم بر ، صورتشو میرم......

اعصابه من مثل ، ایران داغونه.....

یک زن تو این خونه ، تا صبح میمونه........

الکل و شاشی زرد ، یه کار روتینه.......

تو اتاق من جنگ ، تو پام پوتینه......

پرت میشه لیوان ، نارنجک های تیز........

جمع شده ترکش ، بر روی این میز.....

اینجوری باید باخت ، یک شکست عینی........

من از واقعیت دور ، یه اسکیزوفرنی........

نیما ایرانی

برچسب‌ها: nima irani

random words

شنبه 27 آبان 1396 16:11 نویسنده: نیما ایرانی نظرات: 0 نظر چاپ

صدای ماه میاد ، شکسته توی شب....

تو شکم مادر ، خدایی کرده تب....

هوای نم ، برفی ، خونه گریه کرده....

برای من خنده ، شروع یک درده....

تنهایی لمس قرص ، رو تن بیخوابی....

امشب رو هم ای من ، با شک میخوابی....

رو میز شام جای ، دنیای من کم بود.....

دوری برای من ، تلخی و یک سم بود.....

تو قاب عکس حوا ، آدم رو میبینه.....

تو راه من یک گل ، تا صبح میشینه.....

طلوع و غروب و ، با هم میدیدم....

من یه شبه از عشق ، با اشک ترسیدم.....

آغاز سیل غم ، از چشم من حالاست.....

فشار خون بازم ، وای بر من بالاست

نیما ایرانی

برچسب‌ها: nima irani

random words

پنج‌شنبه 18 آبان 1396 15:43 نویسنده: نیما ایرانی نظرات: 2 نظر چاپ

یه گوشی بی خط ، حرف های نا گفته...

فحش های این مردم ، یاد من نرفته...

یه کوه سفید و  ، یه لیوان چایی....

قاشق برای من ، میخونه لالایی....

رد میشه از زیر ، قرآن داداشی...

مادر چرا پشتش ، آب نمیپاشی؟

به جنگ میرود او ، با یه قوم وحشی....

معلوم نیست فردا ، دیگه زنده باشی....

فکر من رو کیبورد ، در خون غلتیده....

گربه ی من موس و ، احمق بلعیده....

بوق ممتد و جیغ ، یخچال ترسیده....

حواس من امشب ، سرما پسندیده....

دنیای من کلا ، تو کیسه برنجه....

از این من الاف ، زمان میرنجه....

من کر شدم دیگه ، از داد عزراییل

شعر دیگه بسه ، رویای من تعطیل....

نیما ایرانی

برچسب‌ها: nima irani

کانال تلگرام

چهارشنبه 21 تیر 1396 14:53 نویسنده: نیما ایرانی نظرات: 0 نظر چاپ

t.me/nimairanipoem

random words

یکشنبه 13 فروردین 1396 16:36 نویسنده: نیما ایرانی نظرات: 2 نظر چاپ

خود را به در میکوبد باد....

میکشد احساسم را وحشیانه....

میرود برق همش....

میشود غرق دلش....

یک مرد روانی....

اسم من برایم نا آشناست....

لحظه ی تحویل سال....

جای سیگار کم است روی سفره....

میزنم بیرون باز....

میخورد ترقه ای بر دیوار....

همه ی شهر چپیدن خانه.....

منه دیوانه ولی در میدان.....

سال نو برای من همان دو دیقه اول است....

پول عیدی اینجا ، تو جیب ساقی میرود.....

و قناری توی میوه فروشی هم فاسد شده.....

مثل میوه ها....

از دروغ های میوه فروش....

من حتی باخته هایم را باختم.....

و سرد شدم در شب....

اما میروم دربست تا خورشید من.....

اما کی نمیدانم.....

نیما ایرانی

برچسب‌ها: nima irani، نیما ایرانی